واژه

ignite

(ig nit')

شعله‌ور کردن

ایگنایت

Definition

set on fire

توضیح فارسی

آتش زدن؛ شعله‌ور کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Spark plugs ignite in an automobile engine.

شمع‌ها در موتور خودرو جرقه ایجاد می‌کنند.

اسپارک پلاگز ایگنایت این اَن آتوموبیل اِنجین.

One match can ignite an entire forest.

یک کبریت می‌تواند یک جنگل کامل را آتش بزند.

وان مَچ کَن ایگنایت اَن اِنتایِر فارِست.

A careless remark helped to ignite the conflict between the brothers and the sisters.

یک حرف بی‌ملاحظه به شعله‌ور شدن اختلاف بین برادرها و خواهرها کمک کرد.

اِ کِرلِس ریمارک هِلپت تو ایگنایت دِ کانفلیکت بِتوین دِ براذِرز اَند دِ سیستِرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.