(fik' shen)
فیکشن
that which is imagined or made up
چیزی که ساخته ذهن یا تخیلی باشد
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The story that the president had died was fiction.
داستان مرگ رئیسجمهور یک داستان خیالی بود.
We hardly ever believed Vinny because what he said was usually fiction.
ما بهندرت حرفهای وینی را باور میکردیم چون گفتههایش معمولاً ساختگی بود.
Marge enjoys reading works of fiction rather than true stories.
مارج خواندن آثار داستانی را بیشتر از داستانهای واقعی دوست دارد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.