(kan' flikt)
کانفلیکت
direct opposition; disagreement
مخالفت مستقیم؛ ناسازگاری
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Our opinions about the company’s success in the last decade are in conflict with what the records show.
نظرهای ما درباره موفقیت شرکت در دهه گذشته با آنچه اسناد نشان میدهند در تضاد است.
There was a noisy conflict over who was the better tennis player.
بر سر اینکه چه کسی تنیسباز بهتری است یک درگیری پر سر و صدا وجود داشت.
The class mediation team was invited to settle the conflict.
تیم میانجیگری کلاس برای حل اختلاف دعوت شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.