(ab serd')
اَبزِرد
plainly not true or sensible; foolish
غیرمنطقی؛ احمقانه
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
It was absurd to believe the fisherman’s tall tale.
باور کردن داستان اغراقآمیز ماهیگیر مضحک بود.
The flabby boy realized that the suggestion to diet was not absurd.
پسر شل و وارفته فهمید که پیشنهاد رژیم گرفتن بیمنطق نیست.
Underestimating the importance of reading is absurd.
دستکم گرفتن اهمیت مطالعه احمقانه است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.