واژه

absurd

(ab serd')

پوچ / مضحک

اَبزِرد

Definition

plainly not true or sensible; foolish

توضیح فارسی

غیرمنطقی؛ احمقانه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

It was absurd to believe the fisherman’s tall tale.

باور کردن داستان اغراق‌آمیز ماهیگیر مضحک بود.

ایت واز اَبزِرد تو بیلیو دِ فیشِرمِنز تال تِیل.

The flabby boy realized that the suggestion to diet was not absurd.

پسر شل و وارفته فهمید که پیشنهاد رژیم گرفتن بی‌منطق نیست.

دِ فِلَبی بوی ریِلایزد دَت دِ ساجِسچِن تو دایِت واز نات اَبزِرد.

Underestimating the importance of reading is absurd.

دست‌کم گرفتن اهمیت مطالعه احمقانه است.

آندِرِستیمِیتینگ دِ ایمپورتِنس آو ریدینگ ایز اَبزِرد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.