واژه

hesitate

(hez' e tat)

تردید کردن

هِزیتِیت

Definition

fail to act quickly; be undecided

توضیح فارسی

سریع عمل نکردن؛ مردد بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Nora hesitated to accept the challenge.

نورا برای پذیرفتن چالش تردید کرد.

نورا هِزیتِیتِد تو اَکسِپت دِ چَلِنج.

When he got to the robbers’ vicinity, he hesitated before going on.

وقتی به حوالی دزدها رسید، قبل از ادامه دادن مکث کرد.

وِن هی گات تو دِ رابِرز ویسینِتی، هی هِزیتِیتِد بیفور گوئینگ آن.

The proverb tells us that he who hesitates is lost.

ضرب‌المثل به ما می‌گوید کسی که تردید می‌کند شکست می‌خورد.

دِ پراوِرب تِلز آس دَت هی هو هِزیتِیتس ایز لاست.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.