(hez' e tat)
هِزیتِیت
fail to act quickly; be undecided
سریع عمل نکردن؛ مردد بودن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Nora hesitated to accept the challenge.
نورا برای پذیرفتن چالش تردید کرد.
When he got to the robbers’ vicinity, he hesitated before going on.
وقتی به حوالی دزدها رسید، قبل از ادامه دادن مکث کرد.
The proverb tells us that he who hesitates is lost.
ضربالمثل به ما میگوید کسی که تردید میکند شکست میخورد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.