واژه

recline

ri klīn

دراز کشیدن

ریکلاین

Definition

lie down; stretch out; lean back

توضیح فارسی

دراز کشیدن؛ تکیه دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Richard likes to recline in front of the television set.

ریچارد دوست دارد جلوی تلویزیون دراز بکشد.

ریچارد لایکس تو ریکلاین این فرانت آو دِ تِلِویژن سِت.

After reclining on her right arm for an hour, Maxine found that it had become numb.

بعد از یک ساعت تکیه دادن روی دست راستش، مکسین فهمید که دستش بی‌حس شده است.

اَفتِر ریکلاینینگ آن هِر رایت آرم فور اَن آور، مَکسین فَوند دَت ایت هَد بیکام نام.

My dog’s greatest pleasure is to recline by the warm fireplace.

بزرگ‌ترین لذت سگ من این است که کنار شومینه گرم دراز بکشد.

مای داگز گریتِست پلِژِر ایز تو ریکلاین بای دِ وُرم فایِرپلیس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.