واژه

recent

(re' sent)

اخیر / جدید

ریسِنت

Definition

done, made, or occurring not long ago

توضیح فارسی

تازه انجام شده یا رخ داده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

At a recent meeting, the Board of Education provided the evidence we had been asking for.

در یک جلسه اخیر، هیئت آموزش مدارکی را که درخواست کرده بودیم ارائه داد.

اَت اِ ریسِنت میتینگ، دِ بورد آو اِجوکِیشِن پرووایدِد دِ اِویدِنس وی هَد بین اَسکینگ فور.

Bessie liked the old silent movies better than the more recent ones.

بِسی فیلم‌های صامت قدیمی را بیشتر از فیلم‌های جدیدتر دوست داشت.

بِسی لایکت دِ اُلد سایلِنت موویز بِتِر ذَن دِ مور ریسِنت وانز.

Recent studies have concluded that more people are unemployed than ever before.

مطالعات اخیر نتیجه گرفته‌اند که تعداد بیکاران بیشتر از همیشه است.

ریسِنت اِستادیز هَو کِنکلودِد دَت مور پیپِل آر آنِمپلویْد ذَن اِوِر بیفور.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.