واژه

glimpse

(glimps)

نگاه کوتاه / اجمالی

گلیمپس

Definition

a short, quick view

توضیح فارسی

نگاه کوتاه و سریع

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

This morning we caught our first glimpse of the beautiful shoreline.

امروز صبح اولین نگاه اجمالی خود را به ساحل زیبا انداختیم.

دیس مورنینگ وی کات آور فِرست گلیمپس آو دِ بیوتیفول شورلاین.

One glimpse of the very feminine vision was enough to tell Romeo that he loved Juliet.

یک نگاه کوتاه به آن تصویر زنانه کافی بود تا رومئو بفهمد عاشق ژولیت شده است.

وان گلیمپس آو دِ وِری فِمِنین ویژِن واز ایناف تو تِل رومیو دَت هی لاود جولیت.

The tall shrubs kept us from getting a glimpse of the new people who inhabited the beach house.

بوته‌های بلند مانع شدند ما نگاه کوتاهی به ساکنان جدید خانه ساحلی بیندازیم.

دِ تال شرابز کِپت آس فرام گِتینگ اِ گلیمپس آو دِ نیو پیپِل هو اینهَبیتِد دِ بیچ هاوس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.