(noo' mer es)
نیومِرِس
very many; several
بسیار زیاد؛ متعدد
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Critics review numerous movies every week.
منتقدان هر هفته فیلمهای متعددی را بررسی میکنند.
Dr. Fischer had resisted accepting money from the poor woman on numerous house calls.
دکتر فیشر در مراجعات خانگی متعدد از گرفتن پول از زن فقیر خودداری کرده بود.
The debater used numerous documents to back up his statements.
مناظرهکننده برای پشتیبانی از گفتههایش از اسناد فراوانی استفاده کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.