واژه

numerous

(noo' mer es)

فراوان / متعدد

نیومِرِس

Definition

very many; several

توضیح فارسی

بسیار زیاد؛ متعدد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Critics review numerous movies every week.

منتقدان هر هفته فیلم‌های متعددی را بررسی می‌کنند.

کریتیکس ریویو نیومِرِس موویز اِوری ویک.

Dr. Fischer had resisted accepting money from the poor woman on numerous house calls.

دکتر فیشر در مراجعات خانگی متعدد از گرفتن پول از زن فقیر خودداری کرده بود.

داکتِر فیشِر هَد ریزِستِد اَکسِپتینگ مانی فرام دِ پور وومن آن نیومِرِس هاوس کالز.

The debater used numerous documents to back up his statements.

مناظره‌کننده برای پشتیبانی از گفته‌هایش از اسناد فراوانی استفاده کرد.

دِ دیبِیتِر یوزْد نیومِرِس داکیومِنتس تو بَک آپ هیز اِستِیتْمِنتس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.