واژه

victorious

(vik to' re es)

پیروز

ویکتوریِس

Definition

having won a victory; conquering

توضیح فارسی

برنده شده؛ پیروز

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Playing in New Jersey, the Jets were victorious two years in a row.

تیم جتز در نیوجرسی دو سال پیاپی پیروز شد.

پِلِیینگ این نیو جِرسی، دِ جِتس وِر ویکتوریِس تو یِرز این اِ رو.

Terry faced the challenge with the bad attitude that he could not be victorious.

تری با این نگرش منفی که نمی‌تواند پیروز شود با چالش روبه‌رو شد.

تِری فِیست دِ چَلِنج ویذ دِ بَد اَتیتود دَت هی کود نات بی ویکتوریِس.

Our girls’ volleyball squad was victorious over a taller team.

تیم والیبال دختران ما مقابل تیمی بلندقدتر پیروز شد.

آور گِرلز والیبال اِسکواد واز ویکتوریِس اووِر اِ تالِر تیم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.