Definition

danger

توضیح فارسی

خطر

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The hunter was abandoned by the natives when he described the peril that lay ahead of them.

وقتی شکارچی خطری را که پیش رویشان بود توصیف کرد، بومی‌ها او را رها کردند.

دِ هانتِر واز اَبَندِند بای دِ نِیتیوْز وِن هی دیسکرایبد دِ پِرِل دَت لِی اَهِد آو دِم.

There is great peril in trying to climb the mountain.

تلاش برای بالا رفتن از کوه خطر زیادی دارد.

دِر ایز گریت پِرِل این ترایینگ تو کلایم دِ ماونتِن.

Our library is filled with stories of perilous adventures.

کتابخانه ما پر از داستان‌های ماجراجویی خطرناک است.

آور لایبرِری ایز فیلد ویث اِستوریز آو پِرِلِس اَدونچِرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.