واژه

sporadic

spôr - ad - ik

پراکنده؛ نامنظم

اِسپُرَدیک

Definition

occurring irregularly

توضیح فارسی

به‌طور نامنظم رخ‌دهنده

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.