واژه

tendency

(ten' den se)

تمایل / گرایش

تِندِنسی

Definition

leaning; movement in a certain direction

توضیح فارسی

گرایش یا تمایل به سمتی خاص

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

My algebra teacher has a tendency to forget the students’ names.

معلم جبر من تمایل دارد اسم دانش‌آموزان را فراموش کند.

مای اَلجِبرا تیچِر هَز اِ تِندِنسی تو فورگِت دِ استیودِنتس نِیمز.

His tendency was to work hard in the morning and then to take it easy in the afternoon.

عادت او این بود که صبح سخت کار کند و بعدازظهر استراحت کند.

هیز تِندِنسی واز تو وُرک هارد این دِ مورنینگ اَند ذِن تو تِیک ایت ایزی این دِ اَفتِرنون.

The tendency in all human beings is to try to survive.

گرایش همه انسان‌ها تلاش برای زنده ماندن است.

دِ تِندِنسی این آل هیومن بینگز ایز تو ترای تو سِروایو.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.