واژه

menace

(men' is)

تهدید

مِنِس

Definition

threat

توضیح فارسی

خطر یا تهدید

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Irv’s lack of respect made him a menace to his parents.

بی‌احترامی ایرو او را به یک تهدید برای والدینش تبدیل کرد.

ایروْز لَک آو ریسپِکت مِید هیم اِ مِنِس تو هیز پِرِنتس.

The torrents of rain were a menace to the farmer’s crops.

باران‌های سیل‌آسا برای محصولات کشاورز یک خطر بودند.

دِ تورِنتس آو رِین وِر اِ مِنِس تو دِ فارمِرز کراپس.

Sergeant Foy’s raw language was an obvious menace to the reputation of the entire police department.

زبان خشن گروهبان فوی یک تهدید آشکار برای اعتبار کل اداره پلیس بود.

سارجِنت فویز راو لَنگوِج واز اَن آبویِس مِنِس تو دِ رِپیوتِیشِن آو دِ اِنتایِر پولیس دِپارتْمِنت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.