واژه

cumbersome

kum - bər - səm

دست‌وپاگیر؛ ناهنجار

کامبِرسِم

Definition

awkward; unwieldy

توضیح فارسی

ناشیانه؛ دست‌وپاگیر

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.