(mas' ku lin)
مَسکیولین
of man; male
مربوط به مردان؛ مردانه
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The boy became more masculine as he got older.
پسر با بزرگتر شدن مردانهتر شد.
It is undeniable that his beard makes him look masculine.
غیرقابل انکار است که ریشش او را مردانه نشان میدهد.
The girls liked Jerry because of his masculine ways.
دخترها جری را به خاطر رفتارهای مردانهاش دوست داشتند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.