واژه

dread

(dred)

وحشت داشتن / ترس شدید

دِرِد

Definition

look forward to with fear; fear greatly; causing great fear

توضیح فارسی

با ترس انتظار چیزی را کشیدن؛ بسیار ترسیدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The poor student dreaded going to school each morning.

دانش‌آموز بیچاره هر صبح از رفتن به مدرسه وحشت داشت.

دِ پور استیودِنت دِرِدِد گوئینگ تو اسکول ایچ مورنینگ.

He had a dread feeling about the challenge he was about to face.

او درباره چالشی که قرار بود با آن روبه‌رو شود احساس ترس شدیدی داشت.

هی هَد اِ دِرِد فیلینگ اَبَوت دِ چَلِنج هی واز اَبَوت تو فِیس.

I dread going into that deserted house.

من از رفتن به آن خانه متروکه وحشت دارم.

آی دِرِد گوئینگ اینتو دَت دیزِرتِد هاوس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.