واژه

libertine

lib-ər-tēn

بی‌بندوبار؛ عیاش

لیبِرتین

Definition

one who acts without regard for morality

توضیح فارسی

کسی که بدون توجه به اخلاق رفتار می‌کند

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.