واژه

excel

(ek sel')

برتری داشتن / عالی بودن

اِکسل

Definition

be better than; do better than

توضیح فارسی

بهتر بودن از دیگران؛ عملکرد عالی داشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Because he was so small, Larry could not excel in sports.

چون لری خیلی کوچک بود، نمی‌توانست در ورزش برتری پیدا کند.

بیکاز هی واز سو اِسمال، لَری کود نات اِکسل این اسپورتس.

At least Hannah had the security of knowing that she excelled in swimming.

حداقل هانا اطمینان داشت که در شنا عالی است.

اَت لیست هَنِه هَد دِ سیکیورِتی آو نوئینگ دَت شی اِکسِلْد این سویمینگ.

Clarence Darrow wanted to become a prominent lawyer, but he felt that he must first excel in the study of history.

کلارنس دارو می‌خواست وکیل برجسته‌ای شود، اما احساس می‌کرد ابتدا باید در مطالعه تاریخ برتری پیدا کند.

کلارِنس دَرو وانتِد تو بِکام اِ پرامِنِنت لایِر، بات هی فِلت دَت هی ماست فِرست اِکسل این دِ اِستادی آو هیستِری.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.