(sors)
سورس
place from which something comes or is obtained
محلی که چیزی از آن به دست میآید
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The college student knew that he needed more than a basic textbook as a source for his report.
دانشجو میدانست که برای گزارشش به چیزی بیشتر از یک کتاب درسی ساده به عنوان منبع نیاز دارد.
The source of Buddy’s trouble was boredom.
منشأ مشکل بادی، بیحوصلگی بود.
Professor Smith’s speech was a valid source of information on chemistry.
سخنرانی پروفسور اسمیت یک منبع معتبر اطلاعات درباره شیمی بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.