واژه

miniature

(min' e e tur)

کوچک / مینیاتوری

مینیِچِر

Definition

represented on a small scale

توضیح فارسی

در اندازه کوچک نشان داده شده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The young boy wanted a miniature sports car for his birthday.

پسر جوان برای تولدش یک ماشین اسپرت کوچک می‌خواست.

دِ یانگ بوی وانتِد اِ مینیِچِر اسپورتس کار فور هیز بِرث‌دی.

Instead of buying a massive dog, Teddy got a miniature poodle.

تدی به‌جای خرید یک سگ بزرگ، یک پودل مینیاتوری گرفت.

اینستِد آو بایینگ اِ مَسیو داگ، تِدی گات اِ مینیِچِر پودِل.

We were seeking a miniature model of the bulky chess set.

ما به دنبال یک مدل کوچک از صفحه شطرنج بزرگ بودیم.

وی وِر سیکینگ اِ مینیِچِر مادِل آو دِ بالکی چِس سِت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.