واژه

resist

(re zist')

مقاومت کردن

ریزِست

Definition

act against; strive against; oppose

توضیح فارسی

مقابله کردن؛ مخالفت کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Totie could not resist eating the chocolate sundae.

توتی نتوانست در برابر خوردن بستنی شکلاتی مقاومت کند.

توتی کود نات ریزِست ایتینگ دِ چاکِلِت ساندِی.

Tight security measures resisted Jimmy’s entrance into the bank.

اقدامات شدید امنیتی در برابر ورود جیمی به بانک مقاومت کردند.

تایت سیکیورِتی مِژِرز ریزِستِد جیمیز اِنتْرِنس اینتو دِ بَنک.

Harold resisted the opportunity to poke fun at the weird man.

هارولد در برابر تمسخر مرد عجیب خودداری کرد.

هَرولد ریزِستِد دِ آپِرتیونِتی تو پوک فان اَت دِ ویرد مَن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.