واژه

infatuated

in - fach - ū - āt - əd

شیفته و دلباخته

اِنفَچوئیتِد

Definition

temporarily fascinated by someone

توضیح فارسی

به‌طور موقت شیفتهٔ کسی شدن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.