(ken klood')
کِنکلود
end; finish; decide
پایان دادن؛ تمام کردن؛ تصمیم گرفتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Most people are happy when they conclude their work for the day.
بیشتر مردم وقتی کار روزانهشان را تمام میکنند خوشحال میشوند.
The gloomy day concluded with a thunderstorm.
روز غمانگیز با یک طوفان رعدوبرق به پایان رسید.
Work on the building could not be concluded until the contract was signed.
کار ساختمان تا زمان امضای قرارداد تمام نشد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.