واژه

document

(dok' u ment)

مدرک / سند

داکیومِنت

Definition

something handwritten or printed that gives information or proof of some fact

توضیح فارسی

نوشته یا چاپی که اطلاعات یا مدرکی ارائه می‌دهد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Newly discovered documents showed that the prisoner was obviously innocent.

اسناد تازه کشف‌شده نشان دادند که زندانی آشکارا بی‌گناه بوده است.

نیولی دیسکاوِرد داکیومِنتس شود دَت دِ پریزِنِر واز آبویِسلی اینِسِنت.

The documents of ancient Rome have survived many centuries.

اسناد روم باستان قرن‌های زیادی باقی مانده‌اند.

دِ داکیومِنتس آو اِنشِنت روم هَو سِروایود مِنی سِنچِریز.

We were reluctant to destroy important documents.

ما برای نابود کردن اسناد مهم مردد بودیم.

وی وِر ریلاکتِنت تو دیستروی ایمپورتِنت داکیومِنتس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.