واژه

rage

(raj)

خشم شدید

رِیج

Definition

violent anger; something that arouses intense but brief enthusiasm

توضیح فارسی

خشم شدید؛ هیجان شدید اما کوتاه‌مدت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Joan’s bad manners sent her mother into a rage.

رفتار بد جون مادرش را دچار خشم شدید کرد.

جونز بَد مَنِرز سِنت هِر مادِر اینتو اِ رِیج.

In a fit of rage, Francine broke the valuable glass.

فرانسین در اوج خشم شیشه گران‌بها را شکست.

این اِ فیت آو رِیج، فرانسین بروک دِ وَلْیوبِل گِلَس.

The mayor felt a sense of rage about the exaggerations in the press.

شهردار نسبت به اغراق‌های مطبوعات احساس خشم می‌کرد.

دِ مِیِر فِلت اِ سِنس آو رِیج اَبَوت دِ اِگزاژِریشنز این دِ پِرِس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.