واژه

inhabit

in hab it

ساکن بودن

اینهبیت

Definition

live in

توضیح فارسی

در جایی زندگی کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Eskimos inhabit the frigid part of Alaska.

اسکیموها در بخش سرد آلاسکا زندگی می‌کنند.

اِسکیموز اینهَبیت دِ فریجید پارت آو آلاسکا.

Because Sidney qualified, he was allowed to inhabit the vacant apartment.

چون سیدنی واجد شرایط بود، اجازه یافت در آپارتمان خالی ساکن شود.

بیکاز سیدنی کوالیفاید، هی واز اَلَود تو اینهَبیت دِ وِیکِنت آپارتمنت.

Many crimes are committed each year against those who inhabit the slum area of our city.

هر سال جرایم زیادی علیه کسانی که در مناطق فقیرنشین شهر ما زندگی می‌کنند انجام می‌شود.

مِنی کرایمز آر کُمیتِد ایچ ییر اَگِینست دوز هو اینهَبیت دِ اسلَم اِریا آو آور سیتی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.