واژه

security

(si kyur' e te)

امنیت

سیکیورِتی

Definition

freedom from danger, care, or fear; feeling or condition of being safe

توضیح فارسی

آزادی از خطر یا ترس؛ وضعیت امن بودن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Our janitor likes the security of having all doors locked at night.

سرایدار ما امنیت قفل بودن همه درها در شب را دوست دارد.

آور جَنیتِر لایکس دِ سیکیورِتی آو هَوینگ آل دورز لاکت اَت نایت.

When the president travels, strict security measures are taken.

وقتی رئیس‌جمهور سفر می‌کند، تدابیر شدید امنیتی اتخاذ می‌شود.

وِن دِ پرزیدِنت تِرَوِلز، اِستریکت سیکیورِتی مِژِرز آر تِیکِن.

Pablo wanted to preserve the security of his lifestyle.

پابلو می‌خواست امنیت سبک زندگی خود را حفظ کند.

پابلو وانتِد تو پریزِرو دِ سیکیورِتی آو هیز لایف‌استایل.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.