واژه

prominent

(pram' e nent)

مشهور / برجسته

پرامِنِنت

Definition

well-known; important

توضیح فارسی

شناخته‌شده؛ مهم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

My client is a prominent businessperson.

مشتری من یک تاجر برجسته است.

مای کلایِنت ایز اِ پرامِنِنت بیزنِسپِرسِن.

Napoleon is a prominent figure in the history of France.

ناپلئون یک شخصیت مشهور در تاریخ فرانسه است.

نَپولیِن ایز اِ پرامِنِنت فیگِر این دِ هیستِری آو فِرَنس.

Her violet eyes were the prominent feature of the model’s face.

چشمان بنفش او ویژگی برجسته صورت مدل بود.

هِر وایِلِت آیز وِر دِ پرامِنِنت فیچِر آو دِ مادِلز فِیس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.