واژه

travel

trævəl

سفر کردن

تِرَوِل

Definition

To travel is to go to a faraway place on vacation or business.

توضیح فارسی

سفر کردن یعنی برای تعطیلات یا کار به مکانی دور رفتن.

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

They will travel to Argentina this summer.

آن‌ها تابستان امسال به آرژانتین سفر خواهند کرد.

ذِی وِل تِرَوِل تو آرجِنتینا ذیس سامِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.