واژه

variety

(ve ri' e te)

تنوع

وِرایِتی

Definition

lack of sameness; a number of different things

توضیح فارسی

گوناگونی؛ مجموعه‌ای از چیزهای متفاوت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Eldorado Restaurant serves a wide variety of foods.

رستوران الدورادو تنوع زیادی از غذاها ارائه می‌دهد.

اِلدورادو رِستورانت سِروز اِ واید وِرایِتی آو فودز.

The show featured a variety of entertainment.

این نمایش شامل انواع سرگرمی‌ها بود.

دِ شو فیچِرد اِ وِرایِتی آو اِنتِرتِینمِنت.

He faced unforeseen problems for a variety of reasons.

او به دلایل گوناگون با مشکلات پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شد.

هی فِیست آنفورسین پرابلمز فور اِ وِرایِتی آو ریزِنز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.