واژه

frigid

frij id

بسیار سرد

فریجید

Definition

very cold

توضیح فارسی

خیلی سرد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

It was a great hardship for the men to live through the frigid winter at Valley Forge.

برای مردان، گذراندن زمستان بسیار سرد در ولی فورج سختی بزرگی بود.

ایت واز اِ گریت هاردشیپ فور دِ مِن تو لیو ثرو دِ فریجید وینتِر اَت وَلِی فورج.

The jealous bachelor was treated in a frigid manner by his girlfriend.

آن مرد مجرد حسود، با رفتاری سرد از طرف دوست‌دخترش روبه‌رو شد.

دِ جِلِس بَچِلِر واز تریتِد این اِ فریجید مَنِر بای هیز گرلفرِند.

Inside the butcher’s freezer the temperature was frigid.

داخل فریزر قصابی، دما بسیار سرد بود.

اینساید دِ بوچِرز فریزر دِ تِمپِرِچِر واز فریجید.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.