واژه

effigy

ef-ə-jē

تمثال؛ پیکره نمادین

اِفِجی

Definition

a model of a person made for destruction

توضیح فارسی

مدلی از یک شخص که برای نابودکردن ساخته می‌شود

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.