واژه

mediocre

(me di o' ker)

معمولی / متوسط

میدی‌اوکِر

Definition

neither good nor bad; average; ordinary

توضیح فارسی

نه خوب نه بد؛ متوسط؛ عادی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

After reading my composition, Mrs. Evans remarked that it was mediocre and that I could do better.

خانم ایوانز پس از خواندن انشای من گفت که کارم معمولی است و می‌توانم بهتر بنویسم.

اَفتِر ریدینگ مای کامپوزیشن، میسیز ایوَنس ریمارکت دَت ایت واز میدی‌اوکِر اَند دَت آی کود دو بِتِر.

Howard was a mediocre scientist who never made any unique discoveries.

هاوارد یک دانشمند معمولی بود که هرگز کشف خاصی انجام نداد.

هاوِرد واز اِ میدی‌اوکِر سایِنتیست هو نِوِر مِید اِنی یونیک دیسکاوِریز.

The movie wasn’t a great one; it was only mediocre.

فیلم فوق‌العاده نبود؛ فقط متوسط بود.

دِ مووی وازِنت اِ گریت وان؛ ایت واز اونلی میدی‌اوکِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.