(me di o' ker)
میدیاوکِر
neither good nor bad; average; ordinary
نه خوب نه بد؛ متوسط؛ عادی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
After reading my composition, Mrs. Evans remarked that it was mediocre and that I could do better.
خانم ایوانز پس از خواندن انشای من گفت که کارم معمولی است و میتوانم بهتر بنویسم.
Howard was a mediocre scientist who never made any unique discoveries.
هاوارد یک دانشمند معمولی بود که هرگز کشف خاصی انجام نداد.
The movie wasn’t a great one; it was only mediocre.
فیلم فوقالعاده نبود؛ فقط متوسط بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.