(am' e ter)
اَمِچور
person who does something for pleasure, not for money or as a profession
کسی که کاری را برای علاقه انجام میدهد نه به عنوان شغل
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The amateur cross-country runner wanted to be in the Olympics.
دونده آماتور دوی صحرانوردی میخواست در المپیک باشد.
After his song, Don was told that he wasn’t good enough to be anything but an amateur.
بعد از اجرای آهنگش، به دان گفته شد که فقط در حد یک آماتور است.
Professional golfers resent amateurs who think they are as good as the people who play for money.
گلفبازان حرفهای از آماتورهایی که فکر میکنند همسطح حرفهایها هستند ناراحت میشوند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.