واژه

exaggerate

(eg zaj' er at)

اغراق کردن

اِگزاژِریت

Definition

make something greater than it is; overstate

توضیح فارسی

چیزی را بیشتر از واقعیت نشان دادن؛ بزرگ‌نمایی کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

He wasn’t trying to deceive you when he said that his was the best car in the world; he was just exaggerating.

او وقتی گفت ماشینش بهترین ماشین دنیاست قصد اغراق کردن داشت، نه فریب دادن تو.

هی وازِنت ترایینگ تو دیسیو یو وِن هی سِد دَت هیز واز دِ بِست کار این دِ وُرلد؛ هی واز جاست اِگزاژِریتینگ.

The bookkeeper exaggerated her importance to the company.

حسابدار اهمیت خود را برای شرکت بزرگ‌نمایی کرد.

دِ بوک‌کیپِر اِگزاژِریتِد هِر ایمپورتِنس تو دِ کامپِنی.

When he said that O’Neal was eight feet tall, he was undoubtedly exaggerating.

وقتی گفت اونیل هشت فوت قد دارد، بدون شک اغراق می‌کرد.

وِن هی سِد دَت اُنیل واز اِیت فیت تال، هی واز آنداوتِدلی اِگزاژِریتینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.