(un for sen')
آنفورسین
not known beforehand; unexpected
از قبل شناختهنشده؛ غیرمنتظره
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We had some unforeseen problems with the new engine.
ما با موتور جدید چند مشکل پیشبینینشده داشتیم.
The probe into the congressman’s finances turned up some unforeseen difficulties.
تحقیق درباره امور مالی نماینده کنگره چند مشکل غیرمنتظره آشکار کرد.
The divers faced unforeseen trouble in their search for the wreck.
غواصان در جستجوی لاشه کشتی با مشکلات پیشبینینشده روبهرو شدند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.