واژه

unforeseen

(un for sen')

پیش‌بینی‌نشده

آنفورسین

Definition

not known beforehand; unexpected

توضیح فارسی

از قبل شناخته‌نشده؛ غیرمنتظره

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

We had some unforeseen problems with the new engine.

ما با موتور جدید چند مشکل پیش‌بینی‌نشده داشتیم.

وی هَد سام آنفورسین پرابلمز ویذ دِ نیو اِنجین.

The probe into the congressman’s finances turned up some unforeseen difficulties.

تحقیق درباره امور مالی نماینده کنگره چند مشکل غیرمنتظره آشکار کرد.

دِ پروب اینتو دِ کانگرِسمَنز فاینَنسِز تِرند آپ سام آنفورسین دیفیکالتیز.

The divers faced unforeseen trouble in their search for the wreck.

غواصان در جستجوی لاشه کشتی با مشکلات پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شدند.

دِ دایوِرز فِیست آنفورسین ترابِل این ذِر سِرچ فور دِ رِک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.