واژه

gloomy

(glum' e)

غمگین / تاریک

گلومی

Definition

dark; dim; in low spirits

توضیح فارسی

تاریک؛ افسرده؛ غمگین

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

My cousin was gloomy because his best friend had moved away.

پسرعمویم چون بهترین دوستش رفته بود غمگین بود.

مای کازِن واز گلومی بیکاز هیز بِست فرِند هَد موود اَوِی.

The reason Doris wasn’t popular was that she always had a gloomy appearance.

دلیل محبوب نبودن دوریس این بود که همیشه ظاهری افسرده داشت.

دِ ریزِن دوریس وازِنت پاپیولار واز دَت شی آلویز هَد اِ گلومی اَپیرِنس.

Jones Beach is not so beautiful on a gloomy day.

ساحل جونز در یک روز ابری و تاریک چندان زیبا نیست.

جونز بیچ ایز نات سو بیوتیفول آن اِ گلومی دِی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.