واژه

molest

(me lest')

آزار دادن

مولِست

Definition

interfere with and trouble; disturb

توضیح فارسی

مزاحمت ایجاد کردن؛ آزار دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

My neighbor was molested when walking home from the subway.

همسایه من هنگام بازگشت از مترو مورد آزار قرار گرفت.

مای نیبِر واز مولِستِد وِن واکینگ هوم فرام دِ ساب‌وِی.

The gang did a thorough job of molesting the people in the park.

گروه خلافکار مردم پارک را به‌شدت آزار داد.

دِ گَنگ دید اِ ثِرو جاب آو مولِستینگ دِ پیپِل این دِ پارک.

Lifeguards warned the man not to molest any of the swimmers.

نجات‌غریق‌ها به مرد هشدار دادند که هیچ‌یک از شناگران را آزار ندهد.

لایف‌گاردز وُرند دِ مَن نات تو مولِست اِنی آو دِ سویمِرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.