(ri zent')
ریزِنت
feel injured and angered at something
احساس ناراحتی و خشم کردن از چیزی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Bertha resented the way her boyfriend treated her.
برتا از رفتاری که دوستپسرش با او داشت رنجید.
The earthquake victim resented the poor emergency care.
قربانی زلزله از خدمات ضعیف اورژانسی ناراحت شد.
Columbus resented the fact that his crew wanted to turn back.
کلمبوس از اینکه خدمهاش میخواستند بازگردند خشمگین شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.