واژه

resent

(ri zent')

رنجیدن / ناراحت شدن

ریزِنت

Definition

feel injured and angered at something

توضیح فارسی

احساس ناراحتی و خشم کردن از چیزی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Bertha resented the way her boyfriend treated her.

برتا از رفتاری که دوست‌پسرش با او داشت رنجید.

بِرثا ریزِنتِد دِ وِی هِر بوی‌فرِند تریتِد هِر.

The earthquake victim resented the poor emergency care.

قربانی زلزله از خدمات ضعیف اورژانسی ناراحت شد.

دِ اِرث‌کوِیک ویکتیم ریزِنتِد دِ پور اِمِرجِنسی کِر.

Columbus resented the fact that his crew wanted to turn back.

کلمبوس از اینکه خدمه‌اش می‌خواستند بازگردند خشمگین شد.

کالامبِس ریزِنتِد دِ فَکت دَت هیز کرو وانتِد تو تِرن بَک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.