واژه

unique

(u nek')

منحصر به فرد

یونیک

Definition

having no like or equal; being the only one of its kind

توضیح فارسی

بی‌همتا؛ تنها نمونه از نوع خود

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Going to Africa was a unique experience for us.

سفر به آفریقا برای ما تجربه‌ای منحصر به فرد بود.

گوئینگ تو اَفریکا واز اِ یونیک اِکسپیریِنس فور آس.

The inventor developed a unique method of making ice cream.

مخترع یک روش منحصر به فرد برای ساخت بستنی ابداع کرد.

دِ اینوِنتِر دیوِلَپت اِ یونیک مِثِد آو مِیکینگ آیس کریم.

Albie has a unique collection of Israeli stamps.

آلبی مجموعه‌ای بی‌نظیر از تمبرهای اسرائیلی دارد.

آلبی هَز اِ یونیک کالِکشِن آو ایزرائیلی اِستمپس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.