(di nouns')
دینَونس
condemn in public; express strong disapproval of
در ملأعام محکوم کردن؛ شدیدا مخالفت کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The father denounced his son for lying to the district attorney.
پدر پسرش را بهخاطر دروغ گفتن به دادستان محکوم کرد.
Some people denounce the government for probing into their private lives.
بعضی مردم دولت را بهخاطر دخالت در زندگی خصوصیشان سرزنش میکنند.
The consumer advocate denounced the defective products being sold.
مدافع حقوق مصرفکننده محصولات معیوب فروختهشده را محکوم کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.