واژه

dismal

diz mal

غم‌انگیز

دیزمَل

Definition

dark and depressing

توضیح فارسی

تاریک و افسرده‌کننده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

When the weather is so dismal, I sometimes stay in bed all day.

وقتی هوا این‌قدر غم‌انگیز است، گاهی تمام روز در رختخواب می‌مانم.

وِن دِ وِدِر ایز سو دیزمَل، آی سامتایمز اِستی این بِد آل دی.

I am unaccustomed to this dismal climate.

من به این آب‌وهوای افسرده‌کننده عادت ندارم.

آی اَم اَناکاستِمد تو دیس دیزمَل کلایمِت.

As the dismal reports of the election came in, the senator’s friends tactfully made no mention of them.

وقتی گزارش‌های ناامیدکننده انتخابات رسید، دوستان سناتور با احتیاط هیچ اشاره‌ای به آن‌ها نکردند.

اَز دِ دیزمَل ریپورتس آو دِ الِکشن کِیم این، دِ سِنِیتِرز فرِندز تَکتفولی مید نو مِنشِن آو دِم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.