(pri zerv')
پریزِرو
keep from harm or change; keep safe; protect
محافظت کردن؛ سالم نگه داشتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The lawyers wanted to preserve the newest reforms in the law.
وکیلان میخواستند جدیدترین اصلاحات قانون را حفظ کنند.
Farmers feel that their rural homes should be preserved.
کشاورزان احساس میکنند خانههای روستاییشان باید حفظ شوند.
The outfielder’s records are preserved in the Baseball Hall of Fame.
رکوردهای بازیکن در تالار مشاهیر بیسبال نگهداری میشوند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.