واژه

preserve

(pri zerv')

حفظ کردن

پریزِرو

Definition

keep from harm or change; keep safe; protect

توضیح فارسی

محافظت کردن؛ سالم نگه داشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The lawyers wanted to preserve the newest reforms in the law.

وکیلان می‌خواستند جدیدترین اصلاحات قانون را حفظ کنند.

دِ لایِرز وانتِد تو پریزِرو دِ نیوِست ریفورمز این دِ لا.

Farmers feel that their rural homes should be preserved.

کشاورزان احساس می‌کنند خانه‌های روستایی‌شان باید حفظ شوند.

فارمِرز فیل دَت ذِر رورال هومز شود بی پریزِروْد.

The outfielder’s records are preserved in the Baseball Hall of Fame.

رکوردهای بازیکن در تالار مشاهیر بیسبال نگهداری می‌شوند.

دِ آوتفیلدِرز رِکوردز آر پریزِروْد این دِ بِیس‌بال هال آو فِیم.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.