(mas' iv)
مَسیو
big and heavy; large and solid; bulky
بزرگ و سنگین؛ حجیم
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The boss asked some employees to lift the massive box.
رئیس از چند کارمند خواست جعبه سنگین را بلند کنند.
From lifting weights, Willie had developed massive arm muscles.
ویلی با وزنهزدن عضلات بازوی بزرگی ساخته بود.
The main building on the campus was so massive that the new students had trouble finding their way around at first.
ساختمان اصلی دانشگاه آنقدر بزرگ بود که دانشجویان جدید ابتدا راه خود را گم میکردند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.