واژه

postpone

(post pon')

به تعویق انداختن

پُست‌پون

Definition

put off to a later time; delay

توضیح فارسی

به زمان دیگری موکول کردن؛ عقب انداختن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The young couple wanted to postpone their wedding until they were sure they could handle the burdens of marriage.

زوج جوان می‌خواستند مراسم ازدواجشان را به تعویق بیندازند تا مطمئن شوند می‌توانند مسئولیت‌های ازدواج را تحمل کنند.

دِ یانگ کاپِل وانتِد تو پُست‌پون ذِر وِدینگ آنتیل ذِی وِر شور ذِی کود هَندِل دِ بِردِنز آو مَریج.

I neglected to postpone the party because I thought everyone would be able to come.

من فراموش کردم مهمانی را به تعویق بیندازم چون فکر می‌کردم همه می‌توانند بیایند.

آی نگلِکتِد تو پُست‌پون دِ پارتی بیکاز آی ثات اِوری‌وان وود بی اِیبِل تو کام.

The supermarket’s owner planned to postpone the grand opening until Saturday.

صاحب سوپرمارکت برنامه داشت افتتاحیه بزرگ را تا شنبه عقب بیندازد.

دِ سوپِرمارکِتز اونِر پِلَند تو پُست‌پون دِ گرَند اوپِنینگ آنتیل سَتِردِی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.