واژه

preclude

prē-klūd

پیشگیری کردن؛ ناممکن ساختن

پریکلود

Definition

to avoid or make unnecessary

توضیح فارسی

جلوگیری کردن یا غیرضروری ساختن

تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.