(kam' pri hen' siv)
کامپریهِنسیو
including much; covering completely
شامل موارد زیاد؛ پوشش کامل
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
After a comprehensive exam, my doctor said I was in good condition.
پس از یک معاینه جامع، دکترم گفت در وضعیت خوبی هستم.
The engineer gave our house a thorough, comprehensive checkup before my father bought it.
مهندس پیش از خرید خانه توسط پدرم، یک بررسی کامل و جامع انجام داد.
Mrs. Silver wanted us to do a comprehensive study of Edgar Allan Poe.
خانم سیلور میخواست ما یک مطالعه جامع درباره ادگار آلن پو انجام دهیم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.