واژه

comprehensive

(kam' pri hen' siv)

جامع

کامپریهِنسیو

Definition

including much; covering completely

توضیح فارسی

شامل موارد زیاد؛ پوشش کامل

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

After a comprehensive exam, my doctor said I was in good condition.

پس از یک معاینه جامع، دکترم گفت در وضعیت خوبی هستم.

اَفتِر اِ کامپریهِنسیو اِگزم، مای داکتِر سِد آی واز این گود کاندیشن.

The engineer gave our house a thorough, comprehensive checkup before my father bought it.

مهندس پیش از خرید خانه توسط پدرم، یک بررسی کامل و جامع انجام داد.

دِ اِنجینیر گیو آور هاوس اِ ثِرو، کامپریهِنسیو چِکاپ بیفور مای فادر بات ایت.

Mrs. Silver wanted us to do a comprehensive study of Edgar Allan Poe.

خانم سیلور می‌خواست ما یک مطالعه جامع درباره ادگار آلن پو انجام دهیم.

مِسیز سیلور وانتِد آس تو دو اِ کامپریهِنسیو اِستادی آو اِدگار آلن پو.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.