واژه

through

(ther' o)

کامل / دقیق

ثِرو

Definition

being all that is needed; complete

توضیح فارسی

کامل؛ هر آنچه لازم است

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The police made a thorough search of the house after the crime had been reported.

پلیس پس از گزارش جرم، خانه را به‌طور کامل بازرسی کرد.

دِ پولیس مِید اِ ثِرو سرچ آو دِ هاوس اَفتِر دِ کرایم هَد بین ریپورتِد.

My science teacher praised Sandy for doing a thorough job of cleaning up the lab.

معلم علوم من سندی را برای انجام یک کار دقیق در تمیز کردن آزمایشگاه تحسین کرد.

مای سایِنس تیچِر پریزد سَندی فور دوئینگ اِ ثِرو جاب آو کلینینگ آپ دِ لَب.

Mom decided to spend the day in giving the basement a thorough cleaning.

مادر تصمیم گرفت روز را صرف یک تمیزکاری کامل زیرزمین کند.

مام دیسایدِد تو اِسپِند دِ دی این گیوینگ دِ بیس‌مِنت اِ ثِرو کلینینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.