واژه

deceive

(di sev')

فریب دادن

دیسیو

Definition

make someone believe as true something that is false; mislead

توضیح فارسی

وادار کردن کسی به باور چیزی نادرست؛ گمراه کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Atlas was deceived about the burden he had to carry.

اطلس درباره باری که باید حمل می‌کرد فریب داده شد.

اَتلَس واز دیسیود اَبَوت دِ بِردِن هی هَد تو کَری.

Virginia cried when she learned that her best friend had deceived her.

ویرجینیا وقتی فهمید بهترین دوستش او را فریب داده گریه کرد.

وِرجینیا کراید وِن شی لِرند دَت هِر بِست فرِند هَد دیسیود هِر.

The villain deceived Chief White Cloud by pretending to be his friend.

آدم شرور با تظاهر به دوستی، رئیس وایت کلود را فریب داد.

دِ ویلِن دیسیود چیف وایت کلاود بای پریتِندینگ تو بی هیز فرِند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.