(di sev')
دیسیو
make someone believe as true something that is false; mislead
وادار کردن کسی به باور چیزی نادرست؛ گمراه کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Atlas was deceived about the burden he had to carry.
اطلس درباره باری که باید حمل میکرد فریب داده شد.
Virginia cried when she learned that her best friend had deceived her.
ویرجینیا وقتی فهمید بهترین دوستش او را فریب داده گریه کرد.
The villain deceived Chief White Cloud by pretending to be his friend.
آدم شرور با تظاهر به دوستی، رئیس وایت کلود را فریب داد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.